العلامة المجلسي

1228

حياة القلوب ( فارسي )

فرمود كه : به عذاب خدا معذّب خواهى بود . پس خدا پشه‌اى را فرستاد كه به يك سوراخ بيني أو رفت وبه مغز سرش رسيد وأو را آزار مىكرد ومحبوبترين مردم نزد أو كسى بود كه گرزى بر سر أو بزند ، وچهل شب بر اين حال بود تا به جهنم واصل شد « 1 » . مؤلف گويد : اين قصه‌ها كه به روايت وهب منقول شد از طريق عامه است ومحلّ وثوق ومورد اعتماد نيست ، وظاهر أحاديث معتبره آن است كه بخت نصر مسلمان نشد ، چون ابن بابويه وقطب راوندى نقل كرده بودند ما نيز نقل كرديم ودر توحيد مفضّل ايمائى هست به مسخ شدن بخت نصر امّا صريح نيست . از ابن عباس منقول است كه روزى عزير عليه السّلام مناجاة كرد كه : پروردگارا ! من در همهء أمور تو واحكام تو نظر كردم وبه عقل خود آثار عدالت را در همه يافتم ، يك چيز مانده است كه عقل من در آن حيران است وآن امر آن است كه غضب مىكنى بر جماعتى وعذاب را بر همه مىفرستى ودر ميان ايشان أطفال بىگناه هستند . پس خدا امر فرمود أو را كه به صحرا بيرون رود ، چون بيرون رفت وگرمى هوا بر أو شدت كرد در سايهء درختى قرار گرفت وخوابيد ومورچه‌اى أو را گزيد ، پس در خشم شد وپا بر زمين ماليد ومورچهء بسيارى را كشت ، پس دانست كه اين مثلي است كه خدا براي أو زد ، پس وحى به أو رسيد كه : اى عزير ! چون جماعتى مستحقّ عذاب من مىشوند وقتي مقدّر مىكنم نازل شدن عذاب را بر ايشان كه اجل أطفال منقضى شده باشد ، پس أطفال به اجل خود مىميرند وآنها به عذاب من هلاك مىشوند « 2 » . وبه سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : حق تعالى پيغمبرى بر بني إسرائيل مبعوث گردانيد كه أو را ارميا مىگفتند ، پس وحى كرد بسوى أو كه : بگو بني إسرائيل را كه كدام شهر است كه من آن را اختيار كردم وبرگزيدم بر همهء شهرها ودرختهاى نيكو در آن كاشتم واز هر درخت بيگانه آن را پاك كردم پس فاسد شد وبه

--> ( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 228 . ( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 240 .